|
|
تبريك روز مادر
موضوع: مطالب مرتبط
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 23:51 نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | سر آغاز 55 گنج بزرگ دنيا
موضوع: كليد 55 گنج بزرگ دنيا
شنبه نهم خرداد 1388 18:48
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) سرآغاز بسم الله الرحمن الرحيم چرا اين جملات را انتخاب كردهايم؟ براستى انتخاب چند گوهر از ميان گوهرهاى يك گنجينه پربار، كار دشوارى است. و از آن دشوارتر، انتخاب گوهرهاى معنوى كلام حضرت على (ع) از گنجينه بى مانند نهجالبلاغه است. زيرا وقتى قرنهاست كه كلام امام (ع) را، فروتر از كلام خلق و فراتر از كلام مخلوق مىنامند و مىشناسند، جسارت گستاخى خواهد بود كه كسى از ميان آنها، چند كلام را انتخاب كند. چون انتخاب كردن، معمولا به معنى ترجيح و برتر دانستن چيزى از ميان چيزهاى ديگر است. و حال آنكه كلام امام (ع) در چنان حدى از اوج ارزش و والايى است، كه هيچكدام را نمىتوان انتخاب كرد و نسبت به بقيه ترجيح داد. به اين ترتيب، كارى كه در اين کار كوچك صورت گرفته، انتخاب كردن، به معنى ترجيح دادن نيست، بلكه به منظور آشنا ساختن نوجوانان عزيز، با كوتاهترين و سادهترين كلمات و جملات امام (ع) است. بدين كه خواستهايم تعدادى از كلمات و جملات كوتاه امام را، كه درك و دريافت و آموختن آن، براى نوجوانان و جوانان آسانترين باشد، در دسترس آنان قرار دهيم. از اين رو، در اين مجموعه كوچك، سادهترين جملهها را انتخاب كردهايم، نه بهترين آنها را. زيرا ستارگان و تابناك كلام امام (ع)، در آسمان روشن و گسترده. نهجالبلاغه، همه، بهترين و والاترين هستند. كوشش كردهايم تا جملات اين مجموعه ، در زمينههاى گوناگون سخنان زندگى بخش، و پندها و راهنمايىهاى انسان امام (ع) باشد. تعدادى از جملات درباره توحيد و خداشناسى، تعدادى ديگر در موضوع راز آفرينش انسان و ساير موجودات، تعدادى از آنها پيرامون ارتباط انسان با خُلق خود، و بيشترين آنها، درباره مربوط به روشهاى تربيتى و اخلاقى اسلام، و پندهاى امام (ع) پيرامون شيوههاى صحيح زندگى فردى و اجتماعى است. اين قسمت از جملات امام (ع)، اندرزهايى ساده و قابل اجرا هستند، كه عمل به آنها كه نه تنها سخت و دشوار نيست، بلكه آسان و دلپذير است، و در عين حال، آسايش انسان در دنيا و رستگارى او را در آخرت تضمين مىكند. هر كدام از جملهها، در سادهترين صورت ممكن، به زبان فارسى ساده و آسانى ترجمه شده است. ممكن است درك كامل كلام امام (ع) با وجود ترجمه ساده، باز هم براى نوجوانانى و جوانانی كه اين مجموعه بخاطر آنها تهيه شده است، دشوار باشد. از اين رو، علاوه بر ترجمه كلمات امام (ع)، درباره هر يك، شرح كوتاهى نيز تهيه كرده و با زبانى درخور درك اين گروه سنى، نوشتهايم، تا مطالعه آنها، به اين فرزندان عزيز، براى درك كلام امام (ع)، بيشتر كمك كند. اميدواريم اين مجموعه كوچك، دريچهاى به روى نوجوانان و جوانان عزيز بگشايد، تا از راه آن، به دنياى پهناور انديشههاى امام (ع) وارد شوند و با تعاليم درخشان اعتقادى و اخلاقى و تربيتى و انسانى اسلام بيشتر آشنا شوند.
التماس دعا : مدیر سایت لیلة القدر حسین شاهد خطیبی نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم و پنجم : نرمخويى زمينه دوستى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم و پنجم : نرمخويى زمينه دوستى من لان عوده كثفت أغصانه ترجمه: كسى كه درخت وجودش، چوب نرم باشد، شاخههاى انبوه و فراوان، از آن سر مىزند. ( حکمت /214 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم و چهارم : اهميت نماز جمعه
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم و چهارم : اهميت نماز جمعه و لا تسافر فى يوم جمعه حتى تشهد الصلاة الا فاصلا فى سبيل الله و فى أمر تعذربه ترجمه: در روز جمعه، تا در نماز جمعه حاضر نشدهاى، مسافرت مكن، مگر آنكه سفر تو، براى جهاد در راه خدا باشد، يا براى كارى كه چارهيى جز انجام آن نيست.
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم و سوم : فروتنى توانگران و سرافرازى تهيدستان
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم و سوم : فروتنى توانگران و سرافرازى تهيدستان ما احسن تواضع الاغنياء للفقراء طلبا لما عند الله! و أحسن منه تيه الفقراء على الاغنياء اتكالا على الله ترجمه: چه زيباست فروتنى توانگران، در برابر مستمندان، بخاطر رضاى خدا، و چه زيباتر است سرفرازى و بى اعتنائى تهيدستان، در برابر ثروتمندان، بخاطر اعتماد و توكل بر خدا.
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم و دوم : رفتار ما گفتار ديگران
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم و دوم : رفتار ما گفتار ديگران من أسرع الى الناس بما يكرهون قالوا فيه بما لا يعلمون ترجمه: هر كسى به سوى چيزى كه مردم از آن بدشان مىآيد بشتابد، مردم نيز درباره او، آنچه را كه نميدانند، خواهند گفت. ( حکمت /35 نهج البلاغه)
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم و یکم : ناتوانتر از ناتوانترين
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم و یکم : ناتوانتر از ناتوانترين اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان، و اعجزمنه من ضيع من ظفربه منهم ترجمه: ناتوانترين مردم كسى است كه در بدست آوردن دوست، ناتوان باشد، و ناتوانتر از او، كسى است كه دوست بدست آمده را، از دست بدهد. ( حکمت /12نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجاهم : مسئوليت وعده
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجاهم : مسئوليت وعده المسئول حرحتى يعد ترجمه: كس كه از او درخواستى مىشود، تا زمانى كه وعده انجامش را نداده باشد، آزاد است. ( حکمت /336 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و نهم : فرصت را از دست ندهيم
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و نهم : فرصت را از دست ندهيم اضاعه الفرصه غصه ترجمه: از دست دادن فرصت، مايه غم و انده است. ( حکمت /118 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و هشتم : پرهيز از جايگاه تهمت
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و هشتم : پرهيز از جايگاه تهمت من وضع نفسه مواضع التهمه فلايلومن من أساء به الظن ترجمه: كسى كه خود را در معرض بد نامى و جايگاه تهمت قرار مىدهد،نبايد كسى را كه به او گمان بد مىبرد، ملامت كند. ( حکمت /159 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و هفتم : عجز آفت است و صبر شجاعت...
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و هفتم : عجز آفت است و صبر شجاعت... و العجز افه، و الصبر شجاعه، و الزهد ثروه، و الورع جنه، و نعم القرين الرضا ترجمه: ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراهى است با ارزش. ( حکمت /4 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و ششم : آخرت نتيجه دنيا کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و ششم : آخرت نتيجه دنيا أعمال العباد فى عجلهم، نصيب أعينهم فى آجلهم ترحمه: كارهايى كه بندگان در اين دنيا انجام ميدهند، روز قيامت، در برابر چشمهايشان خواهد بود. ( حکمت / 7 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و پنجم : تفاوت اعمال
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و پنجم : تفاوت اعمال شتان ما بين عملين عمل تذهب لذته و تبقى تبعته، و عمل تذهب موونته و يبقى أجره ترجمه: چه تفاوت بسيارى، كه بين دو گونه عمل و كردار انسانها وجود دارد: عملى كه لذت و خوشى آن به سرعت مىگذرد، ولى نتايج زيانبار و عواقب آن باقى مىماند، و عملى كه رنج و زحمت آن، زود تمام مىشود ولى پاداش آن برجا مىماند. ( حکمت /121 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و چهارم : عمل و نسب
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و چهارم : عمل و نسب من أبطابه عمله لم يسرع به نسبه ترجمه: كسى كه به خاطر كردارش عقب مانده است، با اتكاء به اصل و نسب، نمىتواند پيش بيفتد. ( حکمت /23 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و سوم : اينچنين مالى از دست نميرود کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و سوم : اينچنين مالى از دست نميرود لم يذهب من مالك ما وعظك ترجمه: مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت، از دست رفته مپندار. ( حکمت /196 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و دوم : زبان عاقل و زبان احمق
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و دوم : زبان عاقل و زبان احمق لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه ترجمه: زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق، پشت زبان او جاى گرفته است ( عاقل،با انديشه سخن مىگويد ونادان بىفكر ) ( حکمت /40 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم و یکم: تمرين بردبارى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم و یکم: تمرين بردبارى ان لم تكن حلما فتحلم، فانه قل من تشبه بقوم الا أو شك أن يكون منهم ترجمه: اگر بردبار نيستى، خود را وادار به بردبارى كن، زيرا كسى كه خودرا به گروهى شبيه كند، به زودى از آنان مىشود. ( حکمت /207 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهلم : معيار زشتى كارها
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهلم : معيار زشتى كارها و احذر كل عمل يعمل به فى السرو يستحيى منه فى العلانيه، و احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه انكره أو اعتذرمنه ترجمه: از كارى كه در نهان انجام مىشود، و در آشكار شرم آور است، بپرهيز و نيز از كارى كه اگر انجام دهندهاش، در باره آن بپر سند، يا انجام آن را انكار مىكند و يا بخاطر آن پوزش مىطلبد، دورى كن. ( نامه /69 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و نهم : نگاه به زيردستان
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و نهم : نگاه به زيردستان و أكثر أن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من أبواب الشكر ترجمه: به افراد پائينتر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستنها، درهاىشكر گزارى را به روى تو باز مىكند. ( نامه /69 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و هشتم : در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و هشتم : در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار أحبب حبيبك هونا ما، عسى أن يكون بغيضك يوما ما، و أبغضك هونا ما، عسى أن يكون حبيبك يوماما ترجمه: در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود، و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود. ( حکمت /268 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و هفتم : حكمتهاى ايمان، نماز...
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و هفتم : حكمتهاى ايمان، نماز... فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و الزكاة تسبيبا للرزق، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق، و الحج تقربة للدين، و الجهاد عزا للاسلام، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكرردعا للسفهاء
ترجمه: خداوند، ايمان را براى پاك شدن دلها از آلودگى كفر و شرك، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيلهايى براى روزى مستمندان، و روزه را وسيلهيى براى آزمايش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند شدن دين، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بىخرد، از كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد. ( حکمت /252 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و ششم : تندخويى ديوانگى است
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و ششم : تندخويى ديوانگى است الحدة ضرب من الجون لان صاحبها يندم فاان لم يندم فجنونه مستحكم ترجمه: تندخوئى يك نوع ديوانگى است، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگىاش پابرجا و پايدار شده است. ( حکمت /255 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و پنجم : ميانهرو تنگدست نمىشود کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و پنجم : ميانهرو تنگدست نمىشود مأ أعال من اقتصد ترجمه: كسى كه در خرج كردن ميانهروى كند، تنگدست نمىشود. ( حکمت /140 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و چهارم : صبر و ظفر
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و چهارم : صبر و ظفر لا يعدم الصبور الظفروان طال به الزمان ترجمه: شخص بردبار و شكيبا، پيروى را، سرانجام از دست نخواهد داد، هر چند روزگارى دراز بر او بگذرد. ( حکمت /153 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و سوم : چه بسا كه يكبار خوردن کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و سوم : چه بسا كه يكبار خوردن كم من أكله منعت أكلات ترجمه: بسا كه يك خوردن چيزى، تو را از خوردن بسيارى از خوردنيهاى ديگر، محروم مىكند. ( حکمت /171نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و دوم : ستيزهجويى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و دوم : ستيزهجويى لا تدعوك الى مبارزه، و ان دعيت اليها فأجب، فان الداعى باغ و الباغى مصروع ترجمه: كسى را به ستيز دعوت مكن، اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود، جنگ را قبول كن. زيرا شخص ستيزه جو، ستمگر است، و ستمگر بر خاك مىافتد و مغلوب مىشود. ( حکمت / 233 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی و یکم : ايمان چيست؟
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی و یکم : ايمان چيست؟ و سئل عن الايمان، فقال: الايمان معرفه با لقلب، و اقرار با للسان، و عمل با لاركان ترجمه: از اميرالمؤمنين عليهالسلام، پر سيدند كه:((ايمان چست))؟ فرمود:((ايمان عبارت است: شناخت قبلى، اعتراف و اقرار به زبان، عمل با اعضاء و جوارح بدن)) ( حکمت /227 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سی ام : كم بخشيدن يا نبخشيدن
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سی ام : كم بخشيدن يا نبخشيدن لا تستح من اعطاء آلقليل فان الحرمان اقل منه ترجمه: از بخش اندك شرمنده مباش، زيرا هيچ ندادن از آن (( بخشش اندك)) نيز كمتر و ناچيزتر است. ( حکمت/ 67 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و نهم : شوخى و عقل
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و نهم : شوخى و عقل ما مزح امرؤ مزحه الا مج من عقله مجه ترجمه: هيچكس شوخى نكرد، مگر آن كه، با پرداختن به شوخى، پارهيى از عقل خود را به دور انداخت. ( حکمت /405 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و هشتم : چرا بنده ديگران ؟
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و هشتم : چرا بنده ديگران ؟ و لا تنكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا ترجمه: بنده ديگرى مباش، كه خدا، تو را آزاده آفريده است. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و هفتم : ايمان و راستگويى کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و هفتم : ايمان و راستگويى الايمان ان توثر الصدق حيث يضرك على الكذب حيث ينفعك ترجمه: نشانه ايمان، آن است كه: راستگويى را، اگر چه به تو زيان برساند، مقدم بدارى. ( حکمت /458 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و ششم : غيبت: كار ناتوانها
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و ششم : غيبت: كار ناتوانها الغيبه جهد العاجز ترجمه: غيبت كردن، آخرين تلاش آدم ناتوان است. ( حکمت /461 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و پنجم : ادب آموزى از بىادبان
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و پنجم : ادب آموزى از بىادبان كفاك أدبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك ترجمه: براى آنكه ادب و آراستگى داشته باشى، همينقدر بس است كه از انجام آنچه در ديگران نمىپسندى، دورى كنى. ( حکمت / 412 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و چهارم : احترام معلم
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و چهارم : احترام معلم لا تجعلن ذرب لسانك على من أنطقك و بلاغه قولك على من سددك ترجمه: تيزى و برندگى زبانت را، به سوى كسى كه تو را سخنگو ساخته است مگير، و رسايى گفتار و قدرت بيان خود را، بر ضد كسى كه به تو قدرت گفتار آموخته است، بكار مبر. ( حکمت / 411 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و سوم : همه كاره، هيچكاره
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و سوم : همه كاره، هيچكاره من أوما الى متفاوت خذلته الحيل ترجمه: كسى كه به كارهاى پراكنده بپردازد، از يافتن راه حل صحيح براى آنها ناتوان مىماند. ( حکمت /403 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و دوم : تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و دوم : تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى و الحرفته مع العفته خير من الغنى مع الفجور ترجمه: كارگرى، همواره با پاكدامنى، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج بیست و یکم : آنچه دارى قدر بدان
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج بیست و یکم : آنچه دارى قدر بدان و حفظ ما فى يديك أحب الى من طلب ما فى يدى غيرك ترجمه: نگهدارى از آنچه خود، در دست دارى، در نظر من، از خواستن و جستجوى آنچه در دست ديگرى است، بهتر و دوست داشتنىتر است. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج نوزدهم : بزرگترين عيب
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج نوزدهم : بزرگترين عيب اكبر العيب أن تعجب ما فيك مثله ترجمه: بزرگترين عيب آن است كه: عيبى را كه خود نيز دارى، در ديگران، عيب بشمارى. ( حکمت /353 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج هیجدهم : اكرام خويشاوندان
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج هیجدهم : اكرام خويشاوندان و اكرم عشيرتك... ترجمه: اقوام و خويشاوندانت را گرامى و عزيز بدار. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج هفدهم : خودپسندى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج هفدهم : خودپسندى الاعجاب يمنع من الازدياد ترجمه : خودپسندى، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است. ( ج / 167 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج شانزدهم : هشدار مژده است
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج شانزدهم : هشدار مژده است من حدرك، كمن بشرك ترجمه: كسى كه تو را هشدار ميدهد مانند كسى است كه به تو مژده مىدهد. ( ج / 59 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پانزدهم : پرهيز از دوستى با...
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پانزدهم : پرهيز از دوستى با... اباك و مصادقه الاحمق، فانه يريد ان ينفعك فيضرك و مصادقه البخيل، فانه يبعد عنك احوج ماتكون اليه، و اياك و مصادقه الفاجر، فانه يبيعك بالتافه، و اياك و مصادقه الكذاب، فانه كالسراب: يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القرب ترجمه: از دوستى با نادان بپرهيز، چون او ميخواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زياد ميرساند، از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها ميكند، از دوستى با شخص بد كاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مىفروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سهراب، فريبت ميدهد. دور را در نظرت نزديك نشان ميدهد، و نزديك را دور جلوهگر ميسازد. ( حکمت /38 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهاردهم : دوستى و خردمندى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهاردهم : دوستى و خردمندى التودد نصف العقل ترجمه: دوستى و مهربانى با مردم، نيمى از عقل است. ( حکمت /142 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سیزدهم : اندرز پذيرى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سیزدهم : اندرز پذيرى و لا تكونن ممن لا تنفعه العظة الا اذا بالغت فى ايلامه، فان العاقل يتعظ بالاداب و البهائم لا تتعظ الا بالضرب ترجمه: از كسانى مباش كه اندرز نمىپذيرند مگر هنگامى كه آزار و عذابى به آنها برسد. شخص عاقل، باادب و ملايمت اندرز مىپذيرد، و چهار پايان هستند كه جز با كتك، فرمان نميبرند و به راه نمىآيند. ( نامه / 31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج دوازدهم : آنچه بر خود نمىپسندى بر ديگران مپسند
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج دوازدهم : آنچه بر خود نمىپسندى بر ديگران مپسند فأحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها ترجمه: آنچه كه براى خود دوست ميدارید و براى خود نمىپسندى، براى ديگران هم مپسند. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج یازدهم : فضيلت علم بر ثروت
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج یازدهم : فضيلت علم بر ثروت العلم خير من المال، العلم يحرسك، و انت تحرس المال، و المال تنقصه النفقه و العلم يز كو على الأنفاق، و صنيع المال يزول بزواله ترجمه: دانش، از مال دنيا بهتر است، زيرا دانش نگهبان توست، ولى مال را تو بايد نگهبانى كنى. مال دنيا با بخشش كاسته ميشود، ولى دانش، براثر بخشش، رشد و فزونى مىيابد، و آنچه با مال دنيا ساخته و پرداخته شده و بدست آمده، با تمام شدن مال، از بين ميرود. ( حکمت / 174 نهج البلاغه » از فرمايشات امام (ع) به كميل بن زياد )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج دهم : خودرايى و مشورت
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج دهم : خودرايى و مشورت من استبد برأته هلك و من شاورالرجال شاركها فى عقلولها ترجمه: شخص خود رأى به هلاكت ميرسد، و كسيكه با مردان برجسته و انديشمند مشورت كند، در عقل آنها شريك ميشود.
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج نهم : لزوم شناخت رفيق راه و همسايه
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج نهم : لزوم شناخت رفيق راه و همسايه سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار ترجمه: پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره((رفيق راه)) بپرس، و پيش از آنكه((خانه)) انتخاب كنى درباره((همسايه)) پرس و جو كن. ( نامه /31 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج هشتم : خشنودى از كار بدكاران
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج هشتم : خشنودى از كار بدكاران الراض بفعل قوم كالداخل فيه معم و على كل داخل فى باطل أثمان اثم العمل به و اثم الرض به ترجمه: هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست، و گناه رضايت دادن به انجام آن. ( حکمت / 154 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج هفتم : جامعيت قرآن
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج هفتم : جامعيت قرآن و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم ترجمه: سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است. ( حکمت / 313 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج ششم : حق يكى است
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج ششم : حق يكى است ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة ترجمه: هر گاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى از آن دو گمراهى (باطل) است. ( حکمت / 183 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج پنجم: رابطه عقل و گفتار
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج پنجم: رابطه عقل و گفتار اذا تم العقل نقص الكلام ترجمه: هنگامى كه عقل انسان كامل گردد، گفتارش كوتاه مىشود.
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج چهارم : در خلوت هم از گناه بپرهيزيد
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج چهارم : در خلوت هم از گناه بپرهيزيد اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم ترجمه: در خلوت و تنهايى هم، از گناه و نافرمانى بپرهيزيد، زيرا همان كسى كه گناه شما را مىبيند (يعنى خداوند) خودش نيز درباره آن، داورى خواهد كرد. ( حکمت / 324 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج سوم : زندگى دنيوى دليل زندگى اخروى
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج سوم : زندگى دنيوى دليل زندگى اخروى عجبت لمن أنكر النشاه الاخرى و هويرى النشاه الاولى ترجمه: در شگفتم، از كسيكه زندگى اين دنيا را مىبيند، و باز زندگى دنياى ديگر (آخرت) را قبول ندارد. ( حکمت / 126 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | گنج دوم : انگيزه دورى از گناه
کلید 55 گنج بزرگ دنیا معرف و راهنما : حضرت علی بن ابیطالب (ع) گنج دوم : انگيزه دورى از گناه لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه ترجمه: اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد. ( حکمت / 290 نهج البلاغه )
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم و پنجم : نرمخويى زمينه دوستى
شرح گنج پنجاهم و پنجم : نرمخويى زمينه دوستى امام عليهالسلام، در اين كلام نغز و پرمعنى، انسان را به درخت تشبيه فرموده است، و دوستان انسان را، مانند شاخههاى درخت دانسته است. در ميان درختان، آن درختى كه جنس چوبش، نرمتر باشد، شاخههاى بيشترى از آن سر ميزند. و درختى كه پرشاخهتر است، اولا سايه گستردهترى دارد كه عده بيشترى ميتوانند در آن بياسايند، ثانيا ميوههاى بيشترى ميدهد كه باز، ديگران، فايده بيشترى از آن مىبرند. در نتيجه، چنين درختى، از توجه و مراقبت بيشترى هم برخوردار خواهد شد، و بيشتر به آن رسيدگى خواهند كرد. انسان نيز، اگر درخت و جودش نرم باشد، يعنى اگر نرمخوى و خوشاخلاق و مهربان و گشاده رو باشد، شاخههاى بيشترى خواهد داشت، يعنى دوستان بيشترى گرد او جمع خواهند شد. در نتيجه هم دوستانش از او محبت خواهند ديد و هم خود او از توجه و محبت عده بيشترى برخوردار خواهد شد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم و چهارم : اهميت نماز جمعه
شرح گنج پنجاهم و چهارم : اهميت نماز جمعه مردم مسلمان ايران، پس از پيروزى انقلاب اسلامى، به ارزش و اهميت نماز جمعه، به خوبى پى بردند، و دانستند كه اين مراسم پر شكوه سياس و عبادى، براى وحدت و پيوند مسلمانان، چقدر با ارزش است. اساسا خداوند متعال، براى انكه مسلمانان با يكديگر پيوند و همبستگى بيشترى پيدا كنند، و نسبت به همديگر الفت و محبت داشته باشند، با شرايط ويژهئى امر به برگزارى نماز جمعه فرموده است. در مراسم نماز جمعه مسلمانان در يك محل گرد مىآيند، با يكديگر نزديك و متحد مىشوند، مشكلات زندگى خود را بازگو مىكنند و به چاره جوئى مسائل يكديگر مىپردازند، و شخصى فاضل و دانشمند و دلسوزى ، به عنوان امام جماعت آنها را براى حل مشكلات فردى و اجتماعى راهنمائى مىكند. اين مراسم با شكوه الهى و اسلامى، كه هفتهيى يكبار روزهاى جمعه انجام ميگيرد، آنقدر ارزش و اهميت دارد، كه خداوند متعال و رسول اكرم (ص) بارها مسلمانان را به شركت در آن، شفارش و ترغيب كرده و حتى سورهاى نيز در قرآن كريم بهمين نام نازل شده است. امام عليهالسلام، براى نشان دادن اهميت نماز جمعه، تأكيد بسيار كرده است، تا جايى كه ميفرمايد: حتى كسى كه ميخواهد به مسافرت برود، اگر سفرش در روز جمعه باشد، بايد آنقدر مسافرتش را عقب بيندازد، كه وقت نماز جمعه فرا رسد، و پس از شركت در آن، مسافرت خود را آغاز كند. مگر آنكه بخواهد براى جهاد در راه خدا و دفاع از اسلام، به جنگ كفار برود، يا انجام ندادن آن، زيارتى جبرانناپذير ببيند. مانند كسى كه براى انجام معاملهئى ناچار است، سر ساعت معين در شهر ديگرى باشد، و در غير اين صورت معامله بهم مىخورد، و زيان غير قابل جبرانى مىبيند كه معاش خانوادهاش را مختل مىكند. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم و سوم : فروتنى توانگران و سرافرازى تهيدستان
شرح گنج پنجاهم و سوم : فروتنى توانگران و سرافرازى تهيدستان در اسلام، ثروت يا فقير، هيچكدام ملاك ارزش و برترى نيست. يعنى مسلمانى كه اخلاق اسلامى و ايمان راستين دارد، براى ثروتمندان بيش از لياقتش، و براى فقير كمتر از شايستگىاش، ارزش و احترام قائل نمىشود. زيرا خداوند فرموده است: ارزش انسان، به تقوى است. يعنى هر كسى بيشتر تقوى داشته باشد، ارزشمندتر است. با اين حال، متأسفانه بعضى از افراد هستند كه اين اخلاق اسلامى در آنها ضعيف است. اينگونه افراد، اگر ثروتمند باشد، بخاطر ثروت خود. گردن فرازى مىكنند، نسبت بفقراء اعتنائى نشان نمىدهند. و گاهى حتى حاضر نمىشوند با شخص فقير، همنشين و همصحبت شوند، و اگر به مجلسى بروند، حاضر نميشوند با فقراء، بر سر يك سفره بنشينند. از سوى ديگر، شخصى كه از لحاظ اخلاق اسلامى ضعيف است، اگر فقير باشد، عزت نفس خود را از دست ميدهد، و در برابر ثروتمندان، به تعظيم و كرنش و تملق مىپردازد. حضرت اميرالمؤمنين (ع) در همين مورد مىفرمايند: اگر شخصى ثروتمند، در برابر فقراء بجاى گردن فرازى و بىاعتنائى، از خود تواضع و فروتنى نشان دهد، تا رضايت خداوند را بدست آورد، كار نيكو و زيبائى كرده است. چون ثروت و احترام واقعى، پاداشى است كه نزد خداوند وجود دارد. ولى از آن زيباتر و نيكوتر، آن است كه شخصى فقير، در برابر ثروتمندان، تعظيم و كرنش، مخصوص خداوند متعال است، و كسى كه به خدا، توكل و اعتماد داشته باشد. همه خواستهايش را از او مىخواهد. پس چنين كسى احتياجى ندارد كه براى جلب محبت و نظر ثروتمندان، و به اميد اينكه آنها نياز او را بر طرف كنند، در برابرشان، كوچكى و افتادگى نشان دهد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم و دوم : رفتار ما گفتار ديگران
شرح گنج پنجاهم و دوم : رفتار ما گفتار ديگران كسى كه با گفتار و كردار زننده خويش، مردم را برنجاند، مثل آن است كه شتابان، به سوى چيزى رفته كه مردم از آن بدشان مىآيد. يعنى، براى انجام كارى كه باعث رنجش و آزردگى ديگران ميشود، شتاب كرده است. معنى شتاب كردن، در كارى كه باعث رنجش ميشود، آن است كه ما، بدون فكر و انديشه، و بدون سنجيدن و حساب كردن، سخنى بگوئيم يا كارى كنيم كه ديگران را از ما متنفر و رنجيده سازد. وقتى كسى چنين كارى كند، معلوم است كه ديگران هم بفكر تلافى كردن مىافتند و تصميم ميگيرند كارى كنند، كه آن شخص هم رنجيده شود. در چنين حالتى، مردم نيز، مثل همان شخص رفتار ميكنند. يعنى نسنجيده و نينديشيده، درباره او بدگوئى آغاز ميكنند، و هر چند را كه درباره او شنيده باشند، چه راست باشد چه دروغ به زبان مىآورند. و از گفتن چيزهائى هم كه نميدانند واقعيت دارد يا نه، خوددارى نميكنند. البته اين هم رفتار خوبى نيست، ولى بهر صورت اين نتيجه اعمال كسى است كه مردم را مىرنجاند، و به سوى چيزى كه نا خوشايند ديگران است شتاب مىكند. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم و یکم : ناتوانتر از ناتوانترين
شرح گنج پنجاهم و یکم : ناتوانتر از ناتوانترين توانايى انسان، تنها در قدرت جسم و زور بازو نيست. بلكه توانايى روحى و اخلاقى، بالاتر و با ارزشتر از توانائى جسم و تن است. قدرت جسمى، با گذشت زمان و افزايش سن و سال از بين مىرود، اما توانايى روحى و اخلاقى، بر اثر گذشت زمان بيشتر ميشود، و انسان را قوىتر و ورزيدهتر مىكند. پس ما، ضمن آنكه براى سلامت تن و قدرت جسم خود، بايد ارزش و اهميت قائل باشيم و در حفظ آن بكوشيم، بايد سعى كنيم كه توانايى روحى و اخلاقى هم بدست آوريم و هر روز به مقدار آن بيفزائم. على عليهالسلام مىفرمايد: يكى از نشانههاى قدرت روح و توانايى اخلاق، اين است كه انسان بتواند با اخلاق خوب و رفتار انسانى و مناسب، براى خود دوستان زيادى پيدا كند. پس كسى كه نمىتواند براى خود دوست صميمى و خوبى پيدا كند. از لحاظ روحى و اخلاقى، عاجز و ناتوان است. اما، ناتوانتر از او، كسى است كه دوستى را پيدا كرده، نتواند براى هميشه نگه دارد. يعنى با رفتار بد و اخلاق نامناسب خود، دوستان بدست آمده را، از دست بدهد و در زندگى اجتماعى، تنها بماند. زيرا نگهدارى دوست، دشوارتر از بدست آوردن دوست است. يعنى براى حفظ دوستان بدست آمده، بيش از يافتن دوستان جديد، قدرت روحى و اخلاق لازم است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج پنجاهم : مسئوليت وعده
شرح گنج پنجاهم : مسئوليت وعده اسلام، درباره وفاى به عهد سفارش بسيار كرده است. تا جايى كه گفته مىشود: يكى از تفاوتهاى مسلمان با ديگران، در اين است كه مسلمان، وقتى براى انجام كارى قول بدهد، ديگر به هيچ قيمتى نبايد از انجام قول وعده خود، شانه خالى كند. بدين ترتيب، مسلمان بايد به شدت مراقب قول و قرارهاى خود باشد، و با بىتوجهى به عهد و وعدههايش، خود را نسبت به دستورهاى اسلام، بى اعتناء نشان ندهد. پس هرگاه، كسى از شما در خواستى كرد، نبايد نسنجيده و بدون انديشه و حساب، و عده انجام آن را بدهيد. بلكه بايد به خوبى فكر كنيد و ببينيد كه آيا توانايى انجام آن را داريد يا نه. چون اگر وعدهيى بدهيد و بعد، از عهده انجامش برنيائيد، كسى كه به او وعده دادهايد، به اطمينان قول شما، در انتظار كمك و مساعدت شما مىماند، و براى حل مشكل خود، دست به اقدام ديگرى نمىزند و اگر شما وعده خود را انجام ندهيد، ممكن است به آن شخص و زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعىاش، لطمههاى جبرانناپذير وارد آيد و مسلمان مؤمن، هرگز راضى نمىشود تا برادر و خواهر دينىاش، بخاطر بدقولى او، لطمه ببيند. امام عليهالسلام، براى آن كه ارزش و اهميت خوش قولى، و زشتى بد قولى را نشان دهد، در اين كلام، موضوع را به شكل تازهيى مطرح كرده است. حضرت مىفرمايد: وقتى از شما درخواستى مىشود، تا زمانى كه قول انجامش را ندادهايد، آزاد هستيد كه انجام آن كار را قبول كنيد يا قبول نكنيد. اما همينكه وعده انجامش را داديد، ديگر آزاد نيستيد، بلكه خود را به صورت بنده كسى درآوردهايد، كه بايد برايش كارى انجام بدهيد. يعنى انسان، در برابر قول و قرارى كه مىگذارد، آنقدر مسئوليت پيدا مىكند كه گويى به صورت بنده قول و عهده خود در آمده است، و هيچ چارهيى، جز انجام آن ندارد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و نهم : فرصت را از دست ندهيم
شرح گنج چهلم و نهم : فرصت را از دست ندهيم عمر انسان كوتاه و زودگذر است، و فرصتهاى زندگى كوتاهتر و زودگذرتر از آن. هر روزى كه از عمر انسان مىگذرد، تعدادى از فرصتهاى زندگى او نيز براى هميشه از دست مىرود و نابود ميشود. چون فرصتهاى زندگى، ديگر قابل بازگشت نيستند، بايد از هر فرصتى بهترين استفاده را بكنيم. استفاده كردن از فرصت، يعنى اينكه هر كارى را در وقت مناسب انجام دهيم. اگر فرصتى كه امروز، براى انجام كارى در اختيار ما است از دست برود، فردا، براى آن كار، فرصتى نخواهد بود. چون فرصتهاى فردا هم، مخصوص كارهاى ديگران است كه هر يك بايد در وقت خود انجام شود، و ديگر نمىتوانيم كارى را كه فرصت انجامش امروز بوده، براى فردا بگذاريم، در آن صورت، كارهايى هم كه بايد در فرصتهاى فردا انجام شود، عقب مىافتد، و اگر كار به همين شكل پيش برود، تمام فرصتهاى روزهاى آينده ما نيز، تباه مىشوند و از دست مىروند. پس هر كارى را، بايد در فرصت مناسب آن كار انجام داد، وگرنه ممكن است كه ديگر، هيچگاه فرصتى براى انجام آن پيدا نشود. مثلا سنين كودكى و نوجوانى، فرصت مناسب تحصيل علم و آموختن دانش است. كس كه چنين فرصت مناسبى را از دست برهد، در سالهاى بعد، گرفتهاريهاى زندگى، اشتغال به كار و تأمين معاش، رسيدگى به امور خانه و همسر و فرزندان، و دهها مسئوليت ديگر، به او اجازه و فرصت تحصيل نخواهد داد. بهمين دليل است كه انسان بايد هر فرصتى را كه پيش مىآيد، غنيمت بشمارد و از آن بهترين استفاده را بكند. و گرنه، از دست دادن فرصت، مايه غم و اندوهى مىشود كه به هيچ قيمتى، قابل جبران نخواهد بود. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و هشتم : پرهيز از جايگاه تهمت
شرح گنج چهلم و هشتم : پرهيز از جايگاه تهمت يكى از دستورهاى اسلامى اين است كه: مسلمان مؤمن نبايد فقط به اين كه كار بد نمىكند و حرف بد نمىزند، راضى و خشنود باشد. بلكه بايد از شنيدن حرف بد و ديدن كار بد نيز خوددارى كند. يعنى اگر در مكانى، عدهيى، سخنان را بشنود. يا اگر در جايى كارهاى گناه آلود انجام شود، نبايد در آنجا درنگ كند. امام عليهالسلام نيز، بر اساس همين دستور اسلامى، شيعيان خود را راهنمايى فرموده است. طبق فرمايش امام (ع): مسلمان مؤمن، نبايد به جاهايى برود، كه در آنها، كارهاى زشت و گناه آلود انجام مىگيرد. مثلا هرگز نبايد به قمارخانه يا مشروب فروشى برود. زيرا با رفتن به چنين مكانهايى، به جايگاه تهمت قدم مىنهد و خود را در معرض بد نامى قرار مىدهد. يعنى هر چند هم كه خود او، اهل قمار و مشروب نباشد، وقتى در چنان مكانهايى ديده شود، مورد بد گمانى قرار خواهد گرفت. و ديگران كه از باطن او خبر ندارند، ممكن است تصور كنند كه او نيز اهل قمار و مشروب است و به اين ترتيب، به او تهمت قمار بازى و ميگسارى بزنند. روشن است كه اگر چنين وضعى پيش بيايد، كسى كه مورد تهمت قرار گرفته، نبايد كسانى را كه به او بد گمان شده و تهمت زدهاند، ملامت كند. زيرا، تقصير از خود اوست، كه با قدم گذاشتن به چنان مكانهايى، در دل ديگران، نسبت به خود بد گمانى ايجاد كرده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و هفتم : عجز آفت است و صبر شجاعت...
شرح گنج چهلم و هفتم : عجز آفت است و صبر شجاعت... انسانى كه گرفتار ضعفهاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر اين است كه: در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون، قدرت ايستادگى نخواهد داشت، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و از راه راست، انحراف پيدا خواهد كرد. از اين رو است كه در تعاليم اسلامى، هميشه تكيه بر اين است كه انسان، قبل از هرچيز، ضعفهاى روحى و اخلاقى را از خود دور كند، و قدرت درونى لازم براى ايستادگى در برابر مسائل مختلف را به دست آورد و در حفظ و تقويت آن بكوشد. امام عليهالسلام نيز، در اين كلام، از اين گونه جنبههاى مثبت و منفى سخن مىگويد و انسان را با عيب و ضعفها، و ارزش قدرتهاى روحى و اخلاقى آشنا مىسازد. بر اساس فرمايش امام (ع)، ضعف و ناتوانى، بزرگترين آفت و دشمن زندگى انسان است. زيرا انسان ضعف، زود فريب ميخورد، زود به لغزش دچار مىشود، و زود از راه راست منحرف مىگردد. يك انسان ضعف، ممكن است در برابر چند كلمه فريبنده، از راه بدر شود. ممكن است با هر تهديد پوچى دچار وحشت شود، يا اگر پول و مقامى به پيشنهاد كنند، در برابر آن تاب مقاومت از دست برهد، و حاظر به انجام هر كار نادرستى بشود. افراد بسيارى بودهاند كه سالها از عمر خود را در راه عبادت و انجام وظايف شرعى و دينى گذراندهاند. ولى بخاطر همين ضعف، ناگهان از راه بدر رفته و حاصل تمام عمر خود را چند لحظه بر باد دادهاند و چيزى جز رسوايى و بد نامى بدست نياوردهاند. اين است كه ضعف و ناتوانى از بزرگترين آفتهاى زندگى و از خطر نازكترين دشمنان انسان است. اما در برابر اين عجز و ناتوانى، صفتهاى نيكوى روحى و اخلاقى قرار دارد، كه تعدادى از آنها را، امام (ع) در همين كلام پر معنى، بر شمرده است. يكى از اين صفات، صبر و بردبارى است، كه عالىترين جلوههاى شجاعت انسان بشمار مىرود. شجاع، آن كسى نيست كه در برابر هر مسئلهيى به خشم مىآيد و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده مىزند. چون بسيار ديده شده كه چنين افرادى، صدها گرفتارى براى خود، و هزاران مشكل براى ديگران ايجاد كردهاند. بلكه آن كسى براستى شجاعت دارد كه در برابر مسائل و مشكلات بردبار باشد و با صبر و حوصله، درباره آن فكر كند و هميشه، بجاى سريعترين راه حل، در جست و جوى بهترين راه حلها باشد. صفت ديگر، پارسايى و پرهيز كارى است، كه براى انسان، بهترين ثروتها و بالاترين توانگريها به شمار مىآيد. انسان پارسا و پرهيز كار، در وجود خود، آنقدر ارزشهاى روحى و معنوى ذخيره مىكند، كه ديگر به مال و ثروت دنيا چشم نمىدوزد. و همين بىنيازى از مال دنيا، او را از بزرگترين ثروتمندان و توانگران، ثروتمندتر مىسازد. خرسندى به رويدادهاى نيز از صفات ارزنده انسان است. اصولا يك مسلمان مؤمن، از آنچه با اراده و قدرت خداوند، در زندگىاش رخ دهد، هرگز اظهار نارضايى نمىكند. يعنى به هر پيشامدى كه خداوند برايش مقدر كرده باشد راضى و خرسند است و همين رضايت و خرسندى، باعث مىشود كه از پيش آمدهاى گوناگون، دچار رنج و عذاب نشود. چنين كسى اگر ببيند كه ديگران به قدرت و مقام رسيدهاند و مال و ثروت بدست آوردهاند. و او از آنها بىنصيب مانده است، هرگز حسادت نمىورزد و غم و غصه به دل راه نمى دهد. زيرا صفت خرسندى و رضايتى كه در او وجود دارد، مانند نعمتى با ارزش، هميشه همراه اوست و مانند دوستى مهربان و دلسوز، هميشه او را از دچار شدن به اينگونه رنج و عذابها، باز مىدارد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و ششم : آخرت نتيجه دنيا
شرح گنج چهلم و ششم : آخرت نتيجه دنيا دستگاههاى راديو و تلويزيونى كه به دست بشر ساخته شده، صدا و گفتار، و حركات و اعمال آدمى را كه چند سال پيش ضبط شده، پس از گذشت سالها دوباره پخش مىكنند، و دوباره عين همان حرفها و حركات را جلوى چشم ما مجسم مىسازند. فيلمى كه از اعمال و حركات كسى ضبط شد، تا سالهاى سال، حتى تا وقتى كه دنيا وجود دارد، مىتواند باقى بماند. چون به فرض اينكه يك فيلم رو به كهنگى و خرابى برود، مىتواند تصوير و صداى آن را روى فيلم ديگرى ضبط كرد و به اين ترتيب، براى، هميشه آن تصوير و صدا را نگهدارى كرد. وقتى بشر كه مخلوق خداوند است، توانسته چنين دستگاهى بسازد، به سادگى مىتوان فهميد كه خداوند متعال، در دستگاه عظيم آفرينش خود، چه دستگاههاى عجيب و دقيقى براى ضبط و نگهدارى اعمال انسان، خلق كرده است. آرى، دستگاههاى گيرنده و فرستنده و نگهدارنده جهان آفرينش، چنان عظيم و دقيق و حساس است كه كوچكترين اعمال و كردار انسانها را ضبط مىكند و حساب يكايك كارها و كلمه به كلمه حرفها را نگاه ميدارد. امام عليهالسلام، درباره اين دستگاه عظيم، چنين خبر مىدهد كه: هر كارى كه بندگان، در دنيا انجام مىدهند، خداوند با تمام جزئياتش ضبط و حفظ مىكند. و در روز قيامت، تمام آن كارها را، كه در نامه عمل هركس محفوظ مانده است، جلوى چشم بندگان مجسم مىسازد، و بدانند كه خداوند، هر كس را، به - نسبت اعمال نيك و يا بدش، پاداش يا كيفر مىدهد. و در آن روز، سختترين عذابها، براى كسانى است كه كارهاى بدى كه در اين دنيا انجام دادهاند، در آن دنيا مقابل چشمشان مجسم مىشود. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و پنجم : تفاوت اعمال
شرح گنج چهلم و پنجم : تفاوت اعمال خداوند انسان را آزاد و مختار آفريد و به او عقل و شعور داد، تا آزادانه راه زندگىاش را انتخاب كند، و با اراده و اختيار خود، هر عملى كه دلش خواست، انجام دهد. اما در روز قيامت، كسى كه عمل خوب انجام داده باشد پاداش مىگيرد و كسى كه مرتكب اعمال بد شده، به كيفر و مجازات مىرسد. امام عليهالسلام، به مسلمانان هشدار مىدهد، تا بدانند كه بين اين دو گونه عمل، تفاوت بسيارى هست، و فريب ظاهر را نخورند. يعنى انسان بايد بداند، كه كار خوب و بد، هر دو، به زودى مىگذرد و تمام مىشود، در حاليكه نتايج و پىآمدهاى آن، از بين نمىرود، و در كارنامه اعمال انسان، باقى مىماند. فرزند عزيز، تو خود، در ميان دوستان، همكلاسىها، و اطرافيانت، نمونههايى اين دو گونه عمل را، بسيار ديدهاى. به عنوان مثال: دانش آموزى كه به جاى درس خواندن و زحمت كشيدن، وقت خود را به بازى و تفريح و خوشگذرانى تلف مىكند، تمام آن بازيها و تفريحاتش، زودگذر است، و تمام خوشگذرانيهايش، به زودى تمام مىشود. اما نتيجه اين خوشيهاى زودگذر، مردود شدن است كه يك سال عمر او را بيهوده تلف مىكند و ديگر تا پايان عمر نمىتواند آن يك سال را دوباره به - دست آورد. دانش آموزى هم كه زحمت درس خواندن را تحمل مىكند، رنج و زحمتش به زودى تمام مىشود، در حاليكه پاداش اين زحمت، يعنى آموختن به زودى تمام مىشود، در حاليكه پاداش اين زحمت، يعنى آموختن علم و دانش، و رفتن به كلاس بالاتر و پيشرفتى كه نصيب او مىشود، نتايج خوب و لذت بخشى است كه براى هميشه در زندگى او باقى مىماند. از اين مثال ساده، نتيجه مىگيريم كه اعمال گناه آلوده نيز اگر هم لذتى داشته باشند، لذت شان زودگذر است، در حاليكه نتيجه آنها، يعنى مجازاتى كه در پى دارند، نزد خدا باقى مىماند و در روز قيامت، گريبان شخص گناهكار را مىگيرد. مثلا كسى كه بر خلاف فرمان خداوند، روزه نمىگيرد. مثلا كسى كه بر خلاف فرمان خداوند، روزه نمىگيرد و در ايام ماه مبارك رمضان، شكمچرانى مىكند، لذتى كه از خوردن و آشاميدن مىبرد، يك لذت زودگذر است. يعنى لذتى است كه با جمع كردن سفره غذا، تمام مىشود و چيزى از آن باقى نمىماند. ولى نتيجه اين نافرمانى، تا روز قيامت باقى مىماند و خداوند شخصى روزه خور را به مجازات نافرمانىاش مىرساند. اما كسى روزه مىگيرد، فقط چند ساعت، زحمت گرسنگى و تشنگى را تحمل مىكند، ولى در عوض اين رنج زودگذر، كه با فرارسيدن غروب همان روز تمام خواهد شد. اگر خود شما خوب فكر كنيد خواهيد ديد كه تمام كارها همين طور است. يعنى هم تمام لذتها زودگذر هستند، هم تمام زحمتها. ولى آنچه براى هميشه باقى مىماند، نتيجه و عمل و كردار انسان است، كه اگر بخاطر لذتهاى زودگذر گناه كرده، مجازات مىشود، و اگر در راه اطاعت از خدا، رنج و زحمت زودگذر را تحمل كرده، مزد و پاداش ميگيرد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و چهارم : عمل و نسب
شرح گنج چهلم و چهارم : عمل و نسب انسان بايد كردار نيكو داشته باشد، و تنها به اتكاء كردار خود، به سوى آسايش دنيا و سعادت آخرت پيش برود. زيرا در قانون الهى، كردار هيچكس را به بستگان و نزديكان او نمىدهند. ما، در تاريخ اسلام مىبينيم كه حتى فرزندان امامان معصوم نيز، با آن كه پدرشان((((ولى)))) خدا، و پيشواى مسلمانان بودهاند، از سزاى كردار خود، در امان نمىمانند. مثلا، پس از رحلت حضرت امام حسن عسكرى (ع)، پسر بزرگتر آن حضرت امام زمان (ع) را پايمال كند، و خود رهبرى مسلمين را به عهده بگيرد. ولى خداوند او را رسوا كرد، و با آن كه پدرش و تمام اجدادش امام و معصوم بودند، خود او گمراه شد و نتوانست از اصل و نسب شريفى كه داشت، استفاده كند و پيش بيفتد. و علت اين امر آن بود كه وى كردار خوبى نداشت و به همين دليل در دنيا و آخرت عقب افتاده بود. پس انسان، نمىتوان به پدر و مادر و اجداد شريف و بزرگوارش، كه در تقوى يا علم يا هنر احترام و اعتبار داشتهاند، متكى باشد. و نمىتواند به اتكاء آنها، به كردار خود بى توجهى كند. يعنى عبادت و بندگى خداوند را بجاى نياورد، و براى پيشرفت زندگى رستگارى آخرت خود هيچ كارى انجام ندهد، ولى بخاطر اصل و نسب خود، منتظر باشد كه در اين دنيا به منزلت و احترام برسد، و در آن دنيا هم پاداش نيكو بگيرد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و سوم : اينچنين مالى از دست نميرود
شرح گنج چهلم و سوم : اينچنين مالى از دست نميرود انسان وقتى قسمتى از مال خود را از دست مىدهد، غمگين و افسرده مىشود و به خاطر مال از دست رفته، غصه مىخورد. زيرا معمولا اينطور تصور مىشود كه مالى كه از كف رفت، بيهوده تلف شده است و ديگر جبران نخواهد شد. اما حقيقت اين است كه مال از دست رفته، بكلى تلف و نابود نمىشود. بلكه با از بين رفتن آن، نتيجه و فايدهيى براى صاحبش به جاى مىماند، كه گاهى ممكن است بيش از آن مال، ارزش داشته باشد. و اين نتيجه و فايده، تجربهيى است كه شخصى، در برابر از كف دادن مال خود، به دست مىآورد. اينكه بسيارى از مردم، تجربه را گرانبهاتر و باارزشتر از مال مىدانند، براى آن است كه مال، هر اندازه هم كه باشد، براى هميشه باقى نمىماند و بالاخره روزى، تمام مىشود، ولى تجربه، سرمايهيى است كه هرگز تمام نمىشود، و هميشه و در هر حالى هم در دسترس قرار دارد و مىتوان از آن استفاده كرد. پس اگر ما نيز مالى را از دست داديم، ولى در كارى كه مال خود را بخاطر آن از كف داديم، تجربهيى به دست آورديم، بايد بدانيد كه آن مال را، بيهوده و رايگان از دست ندادهايم. بلكه به - جاى آن، سرمايه گرانبهاترى به دست آوريم كه چه بسا در طول زندگى، بسيار بيشتر از آن مال به درمان خواهد خورد. اما آنچه كه در خور تأمل است اين است كه انسان نبايد هيچ كارى را بدون فكر و دقت انجام دهد زيرا بالاخره از دست دادن مال موجب ضرر و دليل كم دقتى است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و دوم : زبان عاقل و زبان احمق
شرح گنج چهلم و دوم : زبان عاقل و زبان احمق انسان عاقل، وقتى بخواهد سخن بر زبان آورد، نخست به دل و انديشه خود مراجعه مىكند، معنى آن سخن و نيكى يا بدى آن را با عقل و شعور خود مىسنجد، نتيجهيى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مىكند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمينان يافت، آن را بر زبان مىآورد. پس عاقل، قلب و انديشهاش بيش از زبانش به كار مىاندازد، و زبانش را پشت سر عقل و شعور خود نگاه ميدارد. اما احمق، بر عكس رفتار مىكند. يعنى هر سخنى كه به زبانش آمد، نسنجيده و بدون فكر و انديشه بيان مىكند، و پس از آن كه سخن او، در ديگران، تأثير بد گذاشت، تازه بفكر مىافتد كه آيا سخنش درست بوده يا نادرست. يعنى احمق، نخست زبان خود را به كار مىاندازد و نسنجيده حرف مىزند، و بعد از آن، به قلب و عقل خود مراجعه مىكند و در باره نيك و بد سخن خود و نتيجه و حاصل آن مىانديشد. به همين دليل است كه خردمندان، از قديم گفتهاند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكردهاى، بر زبان مياور. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم و یکم: تمرين بردبارى
شرح گنج چهلم و یکم: تمرين بردبارى كسانى هستند كه برخى از صفات خوب انسانى، بطور طبيعى، در آنها وجود ندارد، مثلا در طبيعت آنها، از آغاز، صفت حلم و بردبارى وجود نداشته است، و همواره در برابر كوچكترين ناملايمى، آرامش خود را از كف داده، و دست به كارهايى زدهاند كه باعث ايجاد مشكلات و ناراحتيها فراوانى شده است. بهترين راهى كه براى اينگونه افراد وجود دارد، آن است كه با اراده و تمرين، خود را به آن صفت عادت دهند، تا رفته رفته، بر اثر عادت، آن صفت خوب جزو وجود آنها شود. امام عليهالسلام، به عنوان نمونه، صفت((بردبارى)) را مطرح ساخته و در باره آن فرموده است: اگر خصلت حلم و بردبارى، در طبيعت شما وجود ندارد، دليل بر آن نيست كه هرگز نميتوانيد حليم و بردبارى شويد. كافى است كه براى مدتى، خود را به بردبارى وادار سازيد يعنى در برابر مسائلى كه آرامش شما را بر هم مىزند، سعى كنيد رفتارتان شبيه كسى باشد كه بطور طبيعى بردبار است و در برابر چنان مسئلهيى، آرامش خود را با بردبارى حفظ مىكند. وقتى مدتى به اين كار ادامه داديد و رفتارى شبيه رفتار اشخاص بردبار در پيش گرفتيد، رفته رفته عادت مىكنيد كه هر وقت با چنان مسائلى روبرو شديد، همان رفتار را از خود نشان دهيد. به اين ترتيب، صفاتى كه در طبيعت شما وجود ندارد، بر اثر تمرين به صورت يك عادت در شما ايجاد مىشود. بطوريكه يك كسى نمىتواند تشخيص دهد كه آن صفت خوب، از آغاز در طبيعت شما وجود داشته است، يا خود با تمرين و عادت، آنرا در وجودتان ايجاد كردهايد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج چهلم : معيار زشتى كارها
شرح گنج چهلم : معيار زشتى كارها بسيار كسان هستند كه دلشان نميخواهد كار بد انجام دهند و مورد سرزنش مردم و خشم و نارضايى خدا قرار گيرند. ولى چون گاهى نمىتوانند فرق ميان خوب و بد را تشخيص دهند، بطور ناخواسته و نا آگاهانه مرتكب اعمال ناپسند مىشوند. از اين رو، براى آنكه كار خوب از كار بد مشخص شود، و انسان بتواند فرق بين اين دو را بشناسد و كار بد انجام ندهد، امام عليهالسلام دو قانون و نشانه ساده و آسان تعيين فرموده است: اول آنكه كار بد، آن است كه بطور پنهانى و دور از چشم ديگران انجام داده مىشود، زيرا انجام آن بطور آشكار و برابر چشم مردم. باعث شرم و خجالت است. دومين نشانه كار بد، آن است كه انجام دهنده آن را مورد پرسش قرار دهند كه چرا چنان كارى كرده است، يا انكار ميكند و ميگويد:((من چنين كارى نكردهام))، و يا بخاطر انجام آن كار عذر خواهى مىكند و ميگويد:((مرا ببخشيد، از روى نادانى چنين كارى كردهام)). پس ما نيز، هر گاه ديديم كارى كه ميخواهيم انجام دهيم، يكى از اين دو نشانه را دارد، بايد بدانيم كه كار بدى است، و از انجام آن خوددارى كنيم. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و نهم : نگاه به زيردستان
شرح گنج سی و نهم : نگاه به زيردستان انسان بايد، در مورد نعمتهائى كه خداوند به او داده است، هميشه شكر گزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمتهاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكر گزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمتهاى بيشتر را نيز بدست آورد. اما كسى كه قدر نعمتهائى كه خداوند به او داده است ناراضى باشد، نعمتهاى خدا را تلف مىكند، و نشان مىدهد لياقت آن نعمتها را ندارد. در آن صورت، نه تنها نعمت بيشترى بدست نمىآورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مىدهد. ما، براى قدر نعمتهاى خداوند را بدانيم، بايد هميشه به افراد پائينتر از خود نظر داشته باشيم. يعنى كسانى را نگاه كنيم، كه كمتر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شدهاند. در اين صورت، نه تنها از آنچه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگذار خواهيم بود. هر چه بيشتر به اينگونه افراد نگاه كنيم، درهاى شكر گزارى، بيشترى به روى ما باز خواهند شد، زيرا در اين نگاه كردنها، به نعمتهاى خود بيشتر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيشتر بجاى خواهيم آورد. سعدى، شاعر بزرگ ايرانى مىگويد: در ايام جوانى، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت ميكردم. اما وقتى بيرون رفتم، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش هم مىتوانم با آنها راه بروم. ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم. البته آنچه كه شرح داده شده دليل اين نيست كه انسان پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگهداشته و بعنوان رضايت از تقدير هيچگاه حقوق خود را مطالبه نكند. در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگهداشتن مردم استفاده ميكردند والى آنچه كه ما امروز ميگوئيم فقط براى شكر نعمتهاى الهى است و بس. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و هشتم : در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
شرح گنج سی و هشتم : در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت. چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد. وقتى با كسى دوست ميشويم، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است، ميتواند از دانستههاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربههايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد. در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم. يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم، و آنقدر دربارهاش سخنان زشت و زننده بگوئم، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و هفتم : حكمتهاى ايمان، نماز...
شرح گنج سی و هفتم : حكمتهاى ايمان، نماز... احكام دين اسلام، با تمام جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند براى بندگان مؤمن خود مقرر كرده است. از اينرو، انجام دادن اين احكام، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است، و يك مسلمان مؤمن كسى است كه دستورهاى واجبالاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و برهانى بخواهد. با اين حال، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك، توضيح كافى دادهاند. تا هم غير مسلمانان، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند. امام عليهالسلام نيز، در اين جملههاى كوتاه و پر معنى، فلسفه ايمان، نماز، زكوة، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، و نهى از منكر را تشريح فرموده، و درباره واجب بودن هر يك، توضيحى دقيق و عميق داده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و ششم : تندخويى ديوانگى است
شرح گنج سی و ششم : تندخويى ديوانگى است شخصى تندخو، نميتواند بر اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال و رفتار خود را مهار كند. در نتيجه، هنگام خشم و تند خوئى، دست به كارهائى عقل سالم انجام آن را نمىپذيرد: زبان به بى ادبى و فحاشى مىگشايد، دست به شكستن و پاره كردن و دور ريختن چيزهاى مختلف مىزند. با ديگران نزاع و كتك كارى ميكند و باعث زخم و جراحت خود يا ديگران مىشود چه بسا ديده شده كه خشم و تند خوئى يك نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده، و سرانجام در ميان آنها جنايت و فاجعهئى رخ داده. يا زيان و خسارت جبرانناپذير ديگرى پيش آمده است. وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مىبرد و باعث ايجاد چنين مشكلات و مصيبتهائى ميشود، حالت او شبيه نوعى ديوانگى است. زيرا او هم، در آن لحظات، مانند ديوانگان، بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نيست كه مرتكب چه كارهائى ميشود. البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم، از كارهايى كه انجام داده پشيمان ميشود و همين پشيمانى، نشان ميدهد كه وى، سر عقل آمده و متوجه زشتى آن كارهاى ديوانه وار خود شده است. يعنى خود او هم متوجه مىشود كه در آن لحظات خشم، نوعى ديوانگى زود گذر گريبانش را گرفته و سپس رهايش كرده است. اما اگر كسى باشد كه پس از فرونشستن خشم نيز، از انجام آن كارهاى زشت پشيمان نشود، معلوم ميشود كه آن حالت ديوانگيش زودگذر و موقتى نيست، بلكه ديوانگى براى هميشه، در وجود او، باقى و پاورجا مانده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و پنجم : ميانهرو تنگدست نمىشود
شرح گنج سی و پنجم : ميانهرو تنگدست نمىشود بهترين راه، براى داشتن يك زندگى آسوده و راحت، ميانهروى در خرج كردن است. و اين، راهى هست كه در اسلام و قرآن به ما مىآموزند. خداوند، در قرآن كريم، به مؤمنان ميفرمايد: كه در زندگى ميانهرو باشند. نه آنقدر خسيس باشند و كم خرج كنند كه حتى آسايش خود و خانوادهشان خراب شود. و نه آنقدر ولخرج باشد و مال خود را دور بريزند كه به فقر و تنگدستى دچار شوند. سخن امام عليهالسلام نيز به ما مىآموزد: انسان، هر قدر هم كه در آمد زياد داشته باشد، اگر در خرج كردن اندازه نگه ندارد، در آمدش تمام مىشود، و خودش نيز تنگدست و محتاج مىشود، اما كسى كه عقل معاش دارد پولش را به اندازه خرج مىكند، هيچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و چهارم : صبر و ظفر
شرح گنج سی و چهارم : صبر و ظفر انسان براى بدست آوردن پيروزى، بايد صبر و شكيبائى داشته باشند. زيرا كسى كه در برابر مشكلات زندگى، صبور و بردبار باشد، مىتواند با حوصله و شكيبائى، سر فرصت، فكر كند و راههاى مختلف را بررسى و آزمايش كند، و سرانجام، از ميان آنها، راهى را كه به پيروزى ميرسد بر گزيند. ولى افراد شتاب زده، كه براى انجام هر كارى، عجله ميكنند و حاضر نيستند صبر و آرامش بكار برند، در برابر مشكلات دست و درست پيدا كنند. يك ضربالمثل فارسى مىگويد:((صبر تلخ است وليكن بر شيرين دارد.)). و ضربالمثل ديگرى هم ميگويد:((گر صبر كنى، ز غوره حلوا سازى)). اين دو ضربالمثل، كه تقريبا معنى يكسانى دارند، به خوبى ارزش و كارسازى صبر و بردبارى را نشان ميدهند. وقتى درخت ((مو)) شروع به ميوهدادن مىكند، ميوههايش به صورت دانههاى ريزى بنام((غوره)) كه مزهيى بسيار ترش دارد و قابل خوردن نيست. اگر كسى چند ماه صبر كند، اين غورههاى ترش، به انگورهاى شيرين و آبدار مبدل ميشوند، كه ميتواند با آن، شيرينترين حلواها را نيز بسازد. اما كسى كه صبر نداشته باشد، و براى استفاده از ميوه درخت مو عجله كند، از عجله خود فايدهئى نخواهد برد. چون هر كدام از غورههاى كه به دهان بگذارد، كمترين اثرى از شيرينى در آن نخواهد ديد. پس صبر و شكيبائى، اگر چه ممكن است تلخ و دشوار باشد، و اگر چه ممكن است ساليان دراز طول بكشد ولى سرانجام به پيروزى منتهى ميشود. همچنانكه در قرآن كريم نيز صبر بعنوان يكى از عبارات ذكر شده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی و سوم : چه بسا كه يكبار خوردن
شرح گنج سی و سوم : چه بسا كه يكبار خوردن گاهى كسى را مىبينيم كه سر سفره، به غذائى ميرسد كه با وضع مزاجى آن روز او سازگار نيست و نبايد از آن بخورد. اما او نميتواند از هوس خوردن جلوگيرى كند، و از آن غذائى ناسازگار ميخورد، و چند ساعت بعد، به بستر بيمارى مىافتد. يا گاهى، كسى ديگرى را مىبينيم، كه ناراحتى مزاجى ندارد، ولى در خوردن غذا، چنان افراط و زياده روى ميكند كه بيمار مىشود. در هر حال، اينگونه افراد، بخاطر آن كه نتوانستهاند شكم خود را نگاه دارند چنان بيمار و نزار ميشود، كه تا مدتها از خوردن بسيارى از غذاها و ميوهها و خوراكىها محروم ميشوند. و ته دستور پزشك با چند روز، جز غذائى ساده، نميتوانند به چيز ديگرى لب بزنند. در حاليكه اگر آن يكى ناپرهيزى نميكرد، و اين يكى به افراط و زيادهروى نمىپرداخت هر دو، در روزهاى بعد نيز ميتوانستند از هر نوع خوراكى استفاده كنند، و ناچار از تحمل چند روز پرهيز و محروميت نمىشدند. اين سخن امام عليهالسلام، به ما مىآورد كه: در هر كارى، بايد به عاقبت آن هم بينديشيم و صلاح خود را تشخيص دهيم. يعنى اگر ديديم، در كارى، با يكبار استفاده كردن، چندين استفاده بعدى را از دست ميدهيم، بايد از انجام آن كار خوددارى كنيم. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی دوم : ستيزهجويى
شرح گنج سی دوم : ستيزهجويى يكى از افتخارات فراوان اسلام، اين است كه در دستورات آن هيچگاه دعوت به ستيزه وجود ندارد. زيرا اسلام، دين صلح و صفا و آشتى است، و قادر است كه تمام مسائل را با منطق قوى و دلايل روشن و محكم خود حل كند. و بخاطر همين برخوردارى از منطق و دليل است كه هيچگاه پيغمبر (ص) و ائمه معصوم (ع) لازم نمىديدند كارها را با زور پيش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگى را شروع كنند. در جنگهاى صدر اسلام، هيچگاه حضرت محمد (ص) و مسلمانان براى جنگ پيشقدم نمىشدند و به جنگ كسى نمىرفتند. بلكه اين دشمنان اسلام بودند كه يا بطرف مسلمانان لشكر كشى ميكردند، يا آنقدر به آزار و اذيت و شكنجه مسلمين مىپرداختند كه آنها هم براى دفاع از خود ناچار از جنگيدن مىشدند. دليل اينكه اسلام، پيشقدم شدن در جنگ و جنگطلب بودن را جايز نميداند. اين است كه هر كس جنگطلب باشد، و با برپاكردن جنگ به كشتار و تجاوز دست بزند،((ستمگر)) است. و ستمگر نيز، سر انجام بر خاك مىافتد و مغلوب ميشود. پس اسلام، هرگز دستور جنگطلبى نمىدهد، چون هرگز نميخواهد پيروانش ستمگر باشند. اما همان اندازه كه اسلام، مسلمانان را از جنگطلبى بر حذر ميدارد، به همان اندازه هم، هر مسلمانى را موظف ميسازد كه در برابر جنگ طلبها، از خود دفاع كند. زيرا دفاع نكردن در برابر جنگ طلبها، دليل خوارى و زبونى است، و اسلام هرگز نميخواهد كه پيروانش خوار و زبون باشد و به ديگران، اجازه كشتار و تجاوز بدهد. به همين دليل است كه امام عليهالسلام نيز مىفرمايد كه مسلمانان نبايد جنگ طلب باشند، اما اگر جنگى به آنها تحميل شد، بايد بهر قيمتى كه هست از خود دفاع كنند و حتى((با چنگ و دندان به جهاد برخيزند و به زمزمههاى شوم صلح و سازش اعتنا نكنند)). نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی یکم : ايمان چيست؟
شرح گنج سی یکم : ايمان چيست؟ ايمان حقيقى: نشانههائى دارد، كه هر كس اين نشانهها را در خود داشته باشد، مؤمن حقيقى است. امام عليهالسلام، براى مؤمن حقيقى، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است، كه ما نيز با توجه به آنها ميتوانيم مؤمنان حقيقى را بشناسيم. طبق فرموده امام (ع) مؤمن حقيقى كسى است كه: * اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقد باشد كه اصول دين اسلام، يعنى يگانگى خداوند متعال، نبوت حضرت محمد (ص)، و فرارسيدن روز قيامت، عدل خداوند و جانشينى امامان عليهالسلام ، بر حق است. * ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه((شهادتين)) را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت محمد (ص) اقرار كند. * ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن، نماز خواندن، روزه گرفتن، بدنگرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش، نگاه حرام نكردن با چشم، و... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعيين فرموده است، بطور صحيح و كامل به انجام رساند. بنابراين، كس كه يكى از اين نشانهها، يا قسمتى از اين نشانهها را نداشته باشد، نمىتوان خود را مؤمن حقيقى بداند. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج سی ام : كم بخشيدن يا نبخشيدن
شرح گنج سی ام : كم بخشيدن يا نبخشيدن يكى از كارهاى خوب و پسنديده، كه باعث خوشنودى خلق و رضايت خدا ميشود، اين كه ما، از مال و دارائى خود بخشش كنيم. البته بخشش كردن، اين نيست كه مال خود دور بريزيم و در راههاى نادرست تلف كنيم. بلكه معنى بخشش آن است كه وقتى يك كار خير پيش مىآيد و براى انجام آن، به كمك ديگران احتياج پيدا ميشود، ما نيز قدم به پيش گذاريم و در حد توانائى خود، به انجام آن كار خير، كمك كنيم. مثلا ممكن است در كشور، جنگى رخ دهد و گروهى از هموطنان جنگزده ما، خانه و زندگيشان را از دست بدهند. يا ممكن است حوادثى مانند آمدن سيل و زلزله شهر و خانه و محل كار عدهئى آسيب ببيند و سرمايه و دار و ندارشان از بين برود. حتى ممكن است بدون هيچگونه از اين حوادث، باز هم عدهئى پيدا مىشوند، كه در عين آبرومندى، دچار فقر و محروميت شده باشند. در تمام اين حالات، وضعى پيش ميايد، كه گروهى از هموطنان و هم دنيهاى ما، به كمك اشخاص مؤمن و نيكوكار، پيدا مىكنند. در چنين مواقعى، وظيفه دينى و اخلاقى ما حكم ميكند كه براى رضاى خدا. از مال و دارائى خود. هر قدر كه ميتوانيم به اينگونه افراد((بخشش)) كنيم. لازم نيست كه حتما مقدار بخشش ما، زياد و هنگفت باشد، بلكه مهم اين است كه از بخشيدن آنچه در قدرت داريم، كوتاهى نكنيم. بعضى از افراد، با آنكه دلشان مىخواهد در اينگونه موارد، به ديگران كمك كنند، ولى چون مقدارى كه قادر به ((بخشيدن)) آن هستند، كم و ناپذير هستند، كم و ناچيز است، احساس شرمندگى مىكنند. اينگونه افراد، بخاطر شرم بيهوده از ((بخشش)) آن مقدار كم، خوددارى مىكنند، و در نتيجه، اشخاص نيازمند را، از همان مقدار اندك بخشش نيز محروم و بىنصيب ميگذارند. براى آنكه بدانيم اين طرز فكر تا چه حد نادرست است. به يك مثال توجه كنيم: فرض مىكنيم براى يكى از هموطنان جنگزده بايد خانهيى ساخته شود كه 10 هزار تومان هزينه دارد. ما نيز يكهزار نفر هستيم، كه هر كدام فقط 10 تومان ميتوانيم كمك كنيم. اگر همه ما كه 1000 نفر هستيم، 10 تومانهاى خود را بدون هيچگونه شرمندگى روى هم بگذاريم، مجموع آن ميشود 000/10 تومان، كه ميتوان با آن، خانه مورد نظر را ساخت. اما اگر يكايك ما، از دادن 10 تومان خجالت بكشيم و اين مبلغ را((بخشش)) نكنيم، هيچ پولى فراهم نميشود و در نتيجه، آن خانه نيز ساخته نخواهد شد. در اين مورد، آيا دادن 10 تومان بهتر است يا ندادن آن؟ و آيا آن 10 كمتر است و يا خجالت كشيدن و هيچ ندادن؟ بخاطر همين است كه امام عليهالسلام ميفرمايد: از بخشش كم، شرمنده نباشيد، چون شرمندگى باعث ميشود كه از((بخشش كم)) خوددارى كنيد و به افراد نيازمند چيزى ندهيد. در حاليكه بخشش شما، هر چقدر كه كم و ناچيز باشد((هيچ ندادن)) از آن كمتر و ناچيزتر، و در نتيجه باعث شرمندگى بيشتر است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و نهم : شوخى و عقل شرح گنج بیست و نهم : شوخى و عقل يكى از نشانههاى سنگين و با وقار بودن آن است كه انسان، از شوخى كردن بپرهيزد و متن و جدى باشد. كسانى كه در هر محفل و مجلسى لب به شوخى باز مىكنند و سخنان مضحك به زبان مىآورند و ديگران را مىخندانند، پيدا است كه وقار و متانت ندارند و افرادى جلف و سبك مغز هستند. امام عليهالسلام، در جاى ديگرى، هنگامى براى فرزندان گرامى خود، امام حسن مجتبى (ع) وصيت نامه مىنويسد، او را بهشدت از شوخى كردن بر حذر مىكند. امام (ع) به فرزند خود مىفرمايد (( نه تنها خودت، هيچگاه در حضور مردم شوخى مكن و حرفهاى خنده آور مزن، بلكه حرفهاى خنده آور ديگران را هم نقل مكن. چون اين كار، باعث سبكى و جلفى مىشود و ارزش انسان را از بين ميبرد)). شيخ سعدى نيز به پيروى از امام (ع)، در يكى از شعرهاى خود گفته است: ز شوخى، بپرهيز، اى باخرد شوخى، تو را، آبرو مىبرد! ما نيز اگر در اطراف خود دقت كنيم، خواهيم ديد كه مردم، كسانى را كه زياد شوخى مىكنند و حرفهاى خنده آور مىزنند. چندان جدى نمىگيرند و براى آنها ارزش و احترام قائل نمىشوند. به خاطر همين است كه امام (ع) فرموده است: وقتى كسى شوخى مىكند مثل آن است كه قسمتى از عقل خود را بيرون ريخته و به دور انداخته است معنى اين سخن آن است كه با هر شوخى مقدارى از عقل انسان در نظر مردم از بين مىرود و اگر كسى زياد شوخى كند، مثل آن است كه قسمتهاى زيادترى از عقل خود را دور ريخته است و در نظر مردم به صورت كسى در آمده كه ديگر در سرش عقل باقى نمانده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و هشتم : چرا بنده ديگران ؟
شرح گنج بیست و هشتم : چرا بنده ديگران ؟ خداوند، انسان را به صورت موجودى((آزاد))، و داراى شخصيت و عزت نفس آفريده شده است. و به او عقل و شعور، و نيروى درك و دريافت، و قدرت اراده بخشيده است، تا انديشه خود را به كار اندازد، از نيروى بدنى خود استفاده كند، و با قدرت فكر، و تن دادن به كار و تلاش، در كمال آزادى و سربلندى، زندگى شرافتمندانهيى را دنبال كند. در آفرينش خدا، هيچ انسانى از ديگرى برتر و باارزشتر، يا كمتر و بىمقدارتر نيست. بنابر اين، هيچ انسانى حق ندارد كه ديگران را بنده خود سازد، و هيچ انسان هم حق ندارد خود را به صورت بنده ديگران در آورد. زيرا بندگى، تنها در برابر خداوند متعال شايسته است، و جز خدا، هيچكس شايسته آن نيست كه انسانى، در برابرش، خود را دچار ذلت و زبونى كند و مانند بنده ناتوان و بيمقدارى ظاهر شود. البته كسى كه عزت داشته باشد، و ارزش انسانى خود را بشناسد، به آزادى گرانقيمتى كه خداوند به او ارزانى داشته، احترام خواهد گذشت. چنين فردى، هميشه به نيروى فكر و قدرت كار و تلاش خود متكى خواهد بود، به آنچه در يك زندگى شرافتمندانه نصيبش ميشود قناعت خواهد كرد، و در نتيجه، همواره سربلند و آزاد خواهد زيست. اما افراد ذليل و بى شخصيتى هم پيدا مىشوند، كه به خاطر مال دنيا، در برابر ثروتمندان يا صاحبان مقام و قدرت، به زانو مىافتند، سر تعظيم فرود مىآورد، و بصورت بندهيى ذليل و بى ارزش ظاهر مىشوند، تا شايد از ثروت و مقام آن افراد بهرهيى ببرند و بيش از حد لياقت خود، مال و مقامى بدست آورند. امام عليهالسلام، اينگونه افراد را نكوهش مىكند و به همه مسلمانان هشدار مىدهد كه: مبادا آزادى و ارزش انسانى خود را، كه خداوند به شما ارزانى داشته است، پايمال كنيد و به طمع مال و مقام، در برابر انسانى همچون خودتان، بندگى كنيد، زيرا خداوند، همه انسانها را آزاد و يكسان آفريده است. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و هفتم : ايمان و راستگويى
شرح گنج بیست و هفتم : ايمان و راستگويى مسلمانان مؤمن واقعى، يعنى كسى كه داراى ايمان محكم و راستين است، نشانههائى دارد، كه بوسيله آنها، ميتوان او را، از افراد بىايمان، بازشناسى كرد. يكى از اين نشانهها، آن است: شخص مؤمن، سود واقعى را در اطاعت از دستورات خدا، زيان واقعى را، در اطاعتنكردن از دستورات خدا مىداند، از آنجا كه خداوند به ما دستور داده است كه هميشه راست بگوئيم و از دروغگوئى پرهيز كنيم، مسلمان باايمان نيز، هرگز حاضر نمىشود بر خلاف اين دستور رفتار كند. تا جايى كه حتى اگر زمانى، راست گفتن به زيانش باشد و دروغ گفتن به او سود برساند، از سود دروغ گفتن چشم مىپوشد، و زيان راست گفتن را به جان مىپذيرد، و لب به دروغگويى باز نمىكند. زيرا مؤمن، سود و زيان واقعى را نزد خدا ميداند و بس. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و ششم : غيبت: كار ناتوانها
شرح گنج بیست و ششم : غيبت: كار ناتوانها غيبت كردن، پشت سر كسى سخن گفتن، و بد گويى كردن، و براى او عيب و ايراد شمردن. و اين، از زشتترين و ناپسندترين عيبهايى است كه بعضى از افراد، دچار آن هستند. كسى كه غيبت ميكند، بدون شك آدم ناتوان و بى جرأتى است. زيرا همينكه مىنشيند و پشت سر ديگران بد گويى مىكند، نشان مىدهد كه جرأت ندارد با آن افراد روبرو شود، و حرف خود را، پيش روى آنها بر زبان آورد. و چون در خود، قدرت و جرأت روبرو شدن با آن افراد را نمىبيند، آخرين تلاشى كه مىتوان بكار ببرند، اين است كه به وسيله بد گوئى كردن در پشت سر، انتقام خود را از آنها بگيرد و باصطلاح دل خود را خنك كند. حال آن كه يك مسلمان مؤمن واقعى، اگر نسبت به كسى ايراد و انتقادى داشته باشد، بايد بر اساس جرأت انسانى و اخلاق اسلامى، رو دروى آن شخص، ايراد و انتقاد خود را بر زبان آورد، بدون ترس و واهمه، او را امر به معروف و نهى از منكر كند. اگر هم ايراد و انتقادش درست نباشد، و فقط از حسارت و تنگ نظرى سر چشمه گرفته باشد، هرگز نبايد پشت سر كسى كه از او شايستهتر بود و به پيشرفت و ترقى رسيده است، بد گويى كند و خود را در جامعه، رسوا و بى اعتبار سازد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و پنجم : ادب آموزى از بىادبان شرح گنج بیست و پنجم : ادب آموزى از بىادبان سالهاى بسيارى است، كه دانشمندان غربى تلاش مىكنند تا راهها و روشهاى پيشرفته و مدرنى پيدا كنند كه بر اساس آن، افراد جامعه، هم خود را به اخلاق نيكو آراسته سازند، هم كودكان مؤدبى تربيت كنند. اين دانشمندان براى منظور خود، دهها سال تحقيق كرده و هزاران جلد نوشتهاند، ولى هنوز هم نتوانستهاند موفقيتى بدست آورند. در حاليكه اگر تمام اين كتابها و روشهاى تربيتى دانشمندان غرب را، رويهم بگذارند، هرگز نمىتوانند با همين يك كلام كوتاه امام بزرگوار ما برابرى كنند. امام عليهالسلام، تمام راهها و روشهايى كه براى ادب و آراستگى و تربيت جامعه ممكن است بوجود آيد، 1400 سال پيش از اين، در يك جمله كوتاه و بسيار عميق و پر معنى، خلاصه فرمودهاند. و آن اين است كه: اگر مىخواهى مؤدب و آراسته و داراى اخلاق نيكو باشى، لازم نيست كه راههاى دشوارى را طى كنى. بلكه فقط كافى است هر كارى كه ديگرى انجام داد، و تو متوجه شدى كه كار زشت و ناپسندى كرده است، خودت آن كار را انجام ندهى. به اين ترتيب تو تمام كارهاى زشت و ناپسندى كه ممكن است كسى انجام دهد، از وجود خودت دور خواهى كرد، و در نتيجه مدل به شخص خواهى شد كه هيچگونه زشتى و ناپسندى، در و جودش پيدا نميشود. براستى آيا، براى رسيدن به ادب و آراستگى و اخلاق نيكوى انسانى دستورى از اين سادهتر و مؤثرتر پيدا مىشود؟ نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و چهارم : احترام معلم
شرح گنج بیست و چهارم : احترام معلم امام عليهالسلام، همواره در مورد احترام معلم و آموزگار، سفارش ميفرمود، و ديگران را، به ارزش و اهميت احترام نمودن به آموزگاران، متوجه ميساخت. تا جاى كه خود، با آن درياى علم و دانش كه داشت، هميشه مىفرمود:((كسيكه به من يك كلمه بياموزد، تا پايان عمر، غلام و بنده او خواهيم بود)). يك نمونه درخشان و با شكوه ديگر، براى آنكه بدانيم اسلام چه احترام شايانى براى معلم و آموزگار قائل شده است، توجه به وضع اسير جنگى در صدر اسلام است. در آن جنگها، پيامبر اكرم (ص)، به كسانى كه تا ساعتى پيش، شمشير بر دست، با سپاه مسلمانان جنگيده بودند، اجازه مىفرمود كه هر كدام، به ده نفر از مسلمانان سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و پاداش اين سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و به پاداش اين سواد آموزى از اسارت آزاد شوند. امام عليهالسلام نيز، در اين كلام عميق و پر معنى، در همين باره سخن گفته، و ديگران را به احترام نمودن به معلم آموزگار، متوجه ساخته و ترغيب و سفارش فرموده است. ما نيز، بايد از پيشواى راستين خود بياموزيم. يعنى هرگز نبايد تيزى و برندگى زبان خود را بسوى پدر و مادر، يا خواهر و برادر بزرگتر، يا هر كسى كه در راه به سخن آمدن ما زحمت كشيده است، بگيريم. و همچنين هيچگاه نبايد رسايى كلام و قدرت بيانى را كه از معلم و يا شخصى ديگرى آموختهايم، بر ضد خود او بكار بريم. زيرا، چنين كارى نا سپاسى است، و در اسلام، ناسپاسى، زشت و ناپسند شمرده مىشود. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و سوم : همه كاره، هيچكاره
شرح گنج بیست و سوم : همه كاره، هيچكاره يك ضربالمثل فارسى، كه به پيروى از كلام امام عليهالسلام، در زبان ما پيدا شده است مىگويد:((همه كارها، هيچكارهاند!)) ولى متأسفانه، اين عيب در بعضى از افراد وجود دارد، كه خود را((همه كاره)) مىدانند. يعنى، در آن واحد، به چند كار مختلف مىپردازد، و انتظار هم دارند كه در تمام آن كارها، موفق و سر بلند باشد. در حاليكه، چنين افرادى، نه تنها در كار خود موفق نمىشوند، بلكه به دهها مشكل و ناراحتى برخورد مىكنند كه از چاره جويى و يافتن راه حل آنها عاجز مىمانند، علاوه باعث مىشوند كه چرخ امور جامعه نيز بخوابد و به افراد اجتماعى هم لطمه بخورد. زيرا در جامعه بشرى، كارهاى مردم، به يكديگر مربوط و پيوسته است، طورى كه اگر در يك گوشه از جامعه، كارى معطل بماند و به خوبى انجام نشود، كارهاى ديگران هم، بر اثر آن، معطل خواهد ماند. از قديم گفتهاند:((شكارچى طمع كارى كه در آن واحد دنبال دو خرگوش بدود، هيچكدام را نمىتواند شكار كند)). انسانى هم كه بخواهند در آن واحد، دنبال چند كار برود، هيچكدام از آن كارها را، ياد نمىگيرد و در هيچ رشتهيى، نمىتوان مهارت لازم را بدست آورد. بدون شك، اگر كسى بگويد:((من هم پزشكى مىدانم، هم معمارى مىكنم، هم نان مىپزم، هم قاليباف هستم، هم در نجارى و در و پنجره سازى مهارت دارم و هم راديو و تلويزيون تعمير مىكنم)) مطمئن باشيد كه هيچكدام از اين كارها را بلد نيست. و اگر هم، از هر يك از اين كارها، اطلاعى داشته باشد، اطلاع او آن قدر كم و ناچيز است كه هيچگاه موفق نخواهد شد يكى از اين كارها را به درستى انجام دهد. پس، انسان عاقل كسى است كه: بجاى آن كه فكر و وقت خود را تلف كند و از هر كارى، مقدار كمى ياد بگيرد، نيروى خود را صرف يادگيرى و انجام يك كار كند تا هم در زندگى شخصى موفق شود، و هم وجودش براى جامعه فايده بيشترى داشته باشند. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و دوم : تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى
شرح گنج بیست و دوم : تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى بسيارى از ثروتمندان هستند، كه به خاطر داشتن مال و دارايى فراوان، ظاهرا همه گونه وسايل راحت و آسايش را در اختيار دارند. اما در حقيقت، آنها، نه تنها آسوده و راحت نيستند، نه تنها در خوشى و خوشبختى به سر نمىبرد، بلكه روز و شب خود را، با رنج و اضطراب مىگذرانند، و عمرشان در دلهره و نگرانى طى ميشود. زيرا بيشتر ثروتمندان، مال و دارايى خود را، از راههاى حرام و آلوده به گناه، به دست آوردهاند. امام عليهالسلام، در جايى ديگر فرموده است:((هر جا ثروتى هنگفت انباشته شده باشد، حتما در كنار آن، حق پايمال شده گروهى از محرومان جامعه، دفن شده است)) معنى اين سخن آن است كه: كمتر ممكن است ثروتى پيدا شود كه تمام آن، از راه حلال بدست آمده باشد. بيشتر كسانى كه به ثروتهاى هنگفت مىرسند، حق مردم محروم و مستضعف را پايمال كرده و مال ديگران را خوردهاند يعنى از راههايى مانند دزدى، كم فروش، گران فروش، احتكار(يعنى: انباركردن و مخفى كردن نگاه داشتن اجناس مورد نياز مردم، و به وجود آوردن قحطى، و سپس فروختن آن اجناس به چند برابر قيمت)، يا خوردن مال افراد ضعيف، بيوه زنان، يتيمان و امثال آنها، و خيانت كردن به افراد ملت به مال و دارايى رسيدهاند. چنين ثروتى، كه از راههاى ناپاك و نادرست بدست آمده، آلوده به گناه است و كسى كه چنين ثروتى دارد، اگر هم در ظاهر، راحت و آسوده زندگى مىكند، در باطن، آرامش و آسايش ندارد و تمام ساعات روز و شبش، در وحشت و اضطراب مىگذرد. از يك طرف، ترس از خدا، و حساب و كتاب روز قيامت او را مىترساند و آرامشش را بهم ميزند، و از طرف ديگر، دائما وحشت آن را دارد، كه مبادا مردم محروم و ستمديده، راز دزدى و مال مردم خورى و خيانت او را بفهمند، و براى گرفتن حق خود، بر سرش بتازند و حكم عدالت اسلامى را، دربارهاش اجرأ كنند. اما كسى كه كار كم در آمدى دارد، ولى با تقوى و پاكدامنى آنرا انجام ميدهد، و به خيانت و ظلم آلوده نمىشود، دل راحت و فكر آسوده دارد، چنين كسى، چون درآمدش حلال و پاك است، حقى را پايمال نكرده و مال كسى را نخورده است، كمترين نگرانى و دلهره و وحشتى هم ندارد. اگر سفرهاش رنگين نيست ولى در عوض با وجدان پاك كابوسهاى وحشتآور و سبكبار بيدار مىشود، و خوشبختى واقعى را با تمام و جودش حس ميكند. بخاطر همين است كه امام عليهالسلام نيز، كار كم در آمد، ولى همواره با پاكدامنى را از ثروتى كه همواره با گناه باشد، بهتر شمردهاند. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیست و یکم : آنچه دارى قدر بدان
شرح گنج بیست و یکم : آنچه دارى قدر بدان كسانى هستند كه هيچگاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمىشوند، دائما در فكر بدست آوردن مال و ثروت بيشتر هستند، و تمامى نيروى آنها، بجاى آنكه صرف كسب مال ميشود. انگونه افراد، تازه هر چقدر هم كه بيشتر بدست آورند، باز چشم و دلشان سير نمىشود و نگاهشان به مال ديگران است. و گاهى، كار را به جايى مىرسانند كه شخصيت و عزت نفس خود را زير پا مىگذارند، تا براى مدتى كوتاه از آنچه ديگران دارند، استفاده كنند. شايد شما هم ديدهايد كه: بعضى افراد، وقتى ميخواهند به مهمانى بروند، با آن كه خودشان لباس تميز و قابل استفاده دارند، چون پارچه و دوخت آن ساده و معمولى است، به سراغ همسايه ميروند و لباس گرانقيمت او را ميگيرند، تا در مهمانى، بيشتر خود نمايى كنند. يا وقتى مهمان در خانه دارند، كاسه و بشقاب معمولى و ارزان قيمت خود را كنار مىگذارند، و در عوض، ظروف چينى و بلور گرانقيمت همسايه را قرض مىگيرند و جلوى مهمان مىآورند. اين دسته از افراد، براى شخصيت انسانى و عزت نفس خود ارزش قائل نيستند و كارى هم كه ميكنند، بر خلاف دستورات اسلام است. امام عليهالسلام نيز، در همين مورد توضيح داده و اين چند نكته را در يك جمله كوتاه، بيان فرموده است: 1- قناعت: به آنچه دارى اكتفا كن و چشم طمع به مال ديگران نداشته باش. 2- عزت نفس: شخصيت انسانى و عزت نفس خود را حفظ كن، و از آنچه دارى خوشنود باش، تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت در خواست و تقاضا از ديگران، آسوده باشى. 3- حفظ آبرو: با دورى كردن از زيادهطلبى و چشم حسرت دوختن به مال ديگران، آبروى خود را به باد مده. 4- شكر نعمت: نسبت به آنچه خداوند به تو داده است، كفران نعمت مكن، بلكه شكر نعمت خداوندى را - به هر اندازه كه باشد - بجاى آور، تا به آنچه دارى راضى باشى و در حفظ نگهدارى آن بكوشى. نه آن كه مال خود را، بخاطر ناچيز و كم قيمت بودن، خوب حفظ نكنى و آن را از بين ببرى، و بعد، محتاج ديگران بشوى. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج بیستم : همت عالى و شكم پرورى
شرح گنج بیستم : همت عالى و شكم پرورى كسى كه صاحب همت عالى است به شكم پرورى برود، نمىتواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى، و شكم پرورى، در وجود انسان، يكجا جمع شده باشد. زيرا شخص سورچران، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است، و تمام فكر و كوشش او صرف آن ميشود كه چطور و از چه راهى، خود را به سفرهيى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشهاش را در كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران، از آغاز صبح، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشهاش در اين جهت كار ميكند كه براى شب، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود. اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمىكند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشيند، غذايش، سادهترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليهالسلام است كه غذايش، بيشتر اوقات، چيزى جز نان خالى، يا نانى همواره با كمى خرما، يا كمى پياز، يا كمى نبوده است. تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مىآورد، به شدت اعتراض ميرد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج نوزدهم : بزرگترين عيب
شرح گنج نوزدهم : بزرگترين عيب كسانى هستند كه عيب و ايرادى را كه در اعمال و رفتار خودشان وجود دارد، نمىبينند و به حساب نمىآورند، اما همينكه آن عيب را، در شخص ديگرى ببينند، زبان به عيبجويى و انتقاد باز مىكنند، و همه جا و پيش همه كس، از عيب آن شخص سخن مىگويند. براى مثال: گاهى كسى را مىبينم، كه براى حقوق انسانى ديگران، ارزش قائل نيست، حق مردم را پايمال ميكند، دستمزد كارى را كه ديگران برايش انجام دادهاند نمىدهد، يا كم و با تأخير ميدهند، قول و قرارهاى خود را به هم ميزند، و وعدههايى را كه به مردم داده است انجام نمىدهد. اما همين شخص، به محض آنكه ديگرى، كمترين حق او را پايمال كند، يا دستمزدش را يك ريال كمتر يا يك روز ديرتر بدهد، يا با او مختصرى بد قولى كند، يا وعدهيى را كه به وى داده است انجام ندهد، فريادش به آسمان ميرود، و همه جا، از آن شخص، عيبجوئى و انتقاد ميكند. شاعرى، در همين معنى گفته است: ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند داد و فرياد بر آرى كه: مسلمانى نيست! امام عليهالسلام مىفرمايد: اين خود، بزرگترين عيب است كه تو، عيبى را در مردم ببينى و آن را زشت و ناپسند بشمارى و زبان به انتقادش بگشايى، در حاليكه خودت نيز، شبيه همان عيب را داشته باشى، ولى به آن توجه نكنى. البته، منظور امام اين نيست كه وقتى در ديگران عيبى را ديدى كه خودت نيز شبيه آن عيب را دارى، همين كافى است كه عيب ديگران را به زبان نياورى، و در عوض، عيب خودت نيز، سر جايش باقى بماند. بلكه، منظور اين است كه وقتى، عيب ديگران، باعث ناراحتى ما شد، هوشيار باشيم و فورا به خود آئيم و ببينيم كه آيا خود ما نيز، آن عيب را داريم يا نه؟ و اگر ديديم كه خودمان نيز، دارى همان عيب هستيم، در صدد بر طرف كردن آن بر آئيم، زيرا آن عيب، همانطور كه در وجود ديگران، ما را ناراحت كرده است، در وجود ما نيز باعث ناراحتى ديگران خواهد شد. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت | شرح گنج هیجدهم : اكرام خويشاوندان
شرح گنج هیجدهم : اكرام خويشاوندان امام عليهالسلام، در اين جمله زيبا و پر معنى، ما را به حفظ و رعايت((صله رحم)) دعوت كرده است. درباره((صله رحم)) در قرآن و روايات اسلامى، سفارش فراوانى شده است. تا جاى كه ترك آن - يعنى بجا نياوردن صله رحم - از گناهان بزرگ به شمار آمده است. معناى((صله رحم)) آن است كه: انسان، با اقوام و خويشاوندان خود، مناسبات و رفت و آمدهاى سالم و صميمانه داشته باشد، با مهربانى و لطف و گرامى، به ديدار و احوال پرسى آنها برود، در حل مشكلات و رفع گرفتاريهاى آنان شركت كند و هنگامى كه آنها مشكل و نيازى داشته باشد، از كمك كردن به آنها خوددارى نورزد. در اين باره، امام عليهالسلام، با زيباترين و مؤثرترين بيان، ما را، بيش، به اهميت و ارزش معاشرت با خانواده و خويشاوند، متوجه نموده است. طبق فرموده امام عليهالسلام، خويشاوندان، همانند پر و بالى هستند كه ما، به كمك آنها قدرت پرواز پيدا ميكنيم و مىتوانيم به آسانى به سوى هدفهاى خود برويم. در حاليكه بدون داشتن پروبال يعنى بدون داشتن خانواده دلسوز و مهربان و يارى دهنده قادر به پرواز نخواهيم بود و به اين زوديها، به هدفهاى خود نخواهيم رسيد. از نظر ديگر، ما همچون شاخه و برگ درختى هستيم، كه ريشههاى آن را، اقوام و خويشاوندان ما تشكيل ميدهند، و در حقيقت، اصالت و پابرجايى ما، به آنها بستگى دارد. و همچنين، خويشاوندان همانند دستهاى ما هستند، كه بوسيله آنها، دشمنان را از خود دور ميسازد، و نيز، هدفهاى خود را به چنگ مىآوريم. به اين ترتيب، اگر ما با خانواده و خويشاوندان خود رفت و آمد داشته باشيم، و با مهربانى و نيكدلى و صميميت معاشرت كنيم، هميشه در جريان كارها و مشكلات و مسائل زندگى يكديگر خواهيم بود، و در هنگام گرفتاريها، به كمك همديگر خواهيم شتافت و از نيروهاى يكديگر، براى حل مشكلات و سازندگى در راه زندگى يكديگر، كمك خواهيم گرفت . و البته، اينها همه به شرطى درست خواهد بود، كه براى رفت و آمد و صميميت و كمك خواهى، خويشاوندان مؤمن و متدين و با تقواى خود را انتخاب كنيم. چون خويشاوندى كه دين و ايمان محكم و تقواى اسلامى نداشته باشد، جز ضرر و زيان و ايجاد ناراحتى و گرفتارى بيشتر، تأثيرى در زندگى ما نخواهد داشت. نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|